جمهوری اسلامی اقليت ترکمن در ايران را سرکوب می کند
دیدگاه واشنگتن از صدای آمريکا: فعالان حقوق بشر ميگويند گزارشهای تازه بدست آمده از نقض فزاينده حقوق اقليت ترکمن در ايران حکايت می کند. مرگ «حسام الدين خديور» ماهيگير ترکمن از روستای «چاپاق لی» در نزديکی های بندرترکمن که از سوی ماموران گارد ساحلی معروف به «حراست دريا» در تاريخ ۲۸ دسامبر اتفاق افتاد موج تازه ای از ناآرامی در آن منطقه را ايجاد کرد. ماموران حراست دريا ماهيگيری غيرقانونی در محدوده مورد حراست را علت تيراندازی و مرگ اعلام کرده اند.
عبدالغفار ستايش مدير مرکز حقوق بشر در زمينه اقليت ترکمن ايران که در کانادا مستقر است می گويد بيش از پانصد تن از وابستگان و دوستان ماهيگير مقتول، دو روز پس از اين حادثه به نشانه اعتراض دست به اشغال پاسگاه نيروی انتظامی در روستای چاپاق لی زده و آنجا را به آتش کشيدند. پس از آن به بندرترکمن رفته ساختمان فرمانداری را محاصره کرده اقدام به شکستن شيشه های ساختمان و شعار دادن پرداختند.
بنا به گزارش سازمان عفو بين الملل، در اين زمان نيروهای انتظامی و امنيتی وارد عمل شده، با سرکوب تظاهرات و دستگيری بيش از سيصد تن از آنان، عملاً حکومت نظامی و منع مقررات رفت و آمد برقرار کردند. مقامات امنيتی تعدادی از دستگيرشدگان را به زاهدان تبعيد کرده و تعدادی را نيز روانه زندان کردند. بنا به گزارش سازمان عفو بين الملل، وضعيت جسمانی دوتن از دستگيرشدگان به نامهای جمشيد آذرپور و حاجی امان خديور، برادر بزرگتر ماهيگير کشته شده وخيم است.
پرزيدنت بوش در اين باره گفت: «حاکمان ايران مردم خوب و بااستعداد را زير فشار گذاشته اند.» او افزود پيام ما به مردم ايران بسيار روشن است: ما به تاريخ و فرهنگ شما احترام می گذاريم و ما چشم به راه فرارسيدن آزادی شما هستيم.»
حمله فاطمه رجبی به سران باند رقیب با بدترین تعابیر ممکن
فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت که به دعوت یک نهاد به قزوین رفته بود در سخنرانی خود با بدترین تعابیر ممکن سیدمحمدخاتمی رییس جمهور پیشین و قدرت الله علیخانی نماینده روحانی استان قزوین را مورد حمله و انتقاد خود قرار داد.
وی که در جمع خانواده های نهاد میزبان سخن می گفته است با حمله شدید به دولت های گذشته و به کار گیری واژه توهین آمیز {...} نسبت به سید محمد خاتمی ، تاكيد كرده است: من قبلاً هم گفته ام كه بايد خاتمي را خلع لباس كنند.
همسر سخنگوي دولت همچنین در سخنرانی خود قدرت الله علیخانی و محمد علیخانی نمایندگان کنونی استان قزوین را با بدترین واژه ها مورد حمله و انتقاد شدید خود قرار داده و از اینکه در این استان به این دو رای داده اند گلایه و ابراز ناخرسندی کرد.
وی در پایان سخنان خود از حاضرین خواست تا در انتخابات آتی به "علیخانی" ها رای ندهند.
احضار یک فعال دیگر جنبش زنان به دادسرای امنیت

تغییر برای برابری - روز یک شنبه 5 اسفند ماه مریم حسین خواه، عضو مرکز فرهنگی زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضاء با ابلاغیه کتبی به دادیاری ویژه امنیت دادسرای انقلاب احضار شد. وی پیش از این، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق انتشار مطلب در سایت های تغییر برای برابری و زنستان در تاریخ 27 آبان ماه به دادسرا احضار و به دستور نماینده دادستان بازداشت شده بود. مريم حسین خواه 45 روز به همراه جلوه جواهری در بند عمومی زندان اوین به سر برد و در تاریخ 12 دی ماه با ضمانت نامه بانکی آزاد شد.
در همین روز دادگاه امیر یعقوبعلی از اعضای کمپین یک میلیون امضا در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار شد. در این روز امیر به همراه وکیل خود نسرین ستوده دردادگاه حاضر شد. امیر20 تیرماه 1386 در پارک اندیشه تهران حین جمع آوری امضا دستگیرشد و 17 مرداد ماه، پس از 28 روز بازداشت در سلول انفرادی با وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد شد.
نسرین ستوده در این باره گفت: «اتهام امیر یعقوبعلی اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام اعلام شد. استناد دادگاه به عضویت ایشان در کانون فرهنگی هستیا اندیش و بزرگنمایی در ارائه گزارشی از روز کارگر ذکر شده بود. ما ضمن رد کردن اتهامات وارده این ایراد را مطرح کردیم که افراد را حین جمع اوری امضا بازداشت می کنند و سپس اتهامات دیگری را برایشان مطرح می کنند. به هرحال آخرین دفاع صورت گرفته و منتظر صدور حکم دادگاه خواهیم بود»
در همین روز دادگاه شهلا انتصاری فعال جنبش زنان وکمپین یک میلوین امضا در شعبه 13 دادگاه نیز برگزار شد. شهلا انتصاری به همراه وکیل خود فریده غیرت در دادگاه حاضر شد. شهلا انتصاری جزو متهمان پرونده 22 خرداد 1386 است که در روز 13 اسفندماه نیز به همراه 32 تن از فعالان جنبش زنان جلوی دادگاه انقلاب بازداشت شده بود.
در همین روز پروین اردلان نیز در پی دریافت احضاریه به شعبه امنیت دادگاه انقلاب مراجعه کرد اما بازپرس پرونده حضور نداشت.
آمريكا به دنبال تحريم گسترده بانک مركزی
روزنامه وال استريت ژورنال چاپ آمریکا نوشت وزارت دارايي آمريكا در حال جمعآوري شواهدي در مورد همكاري بانک مركزي جمهوری اسلامی با بانكهاي ایرانی تحريم شده از سوي اين كشور است.
به گزارش فارس، وال استريت ژورنال نوشت آمريكا مدعي است بانک مركزي جمهوری اسلامی به نهادها و بانكهاي ايراني تحريم شده كمك ميكند تا بتوانند تحريمها را دور بزنند و همچنان در زمينه تامين مالي فعاليتهاي هستهای و فعاليت هاي تروريستی نقش داشته باشند.
بر اساس قوانين آمريكا هر نهادي كه به نهادهاي قرار داده شده در فهرست تحريمهاي مالي آمريكا كمك كند، خودش مشمول تحريم و مجازات قرار مي گيرد.
وال استريت ژورنال نوشت اين اقدام آمريكا به عنوان مقدمهاي براي تحريم بانك مركزي جمهوری اسلامی و اعمال فشار بيشتر به اين رژیم محسوب ميشود.
آمريكا از سال 2006 تحريمهاي يك جانبهاي را عليه چند بانك دولتي مهم در ايران وضع كرده و با اعمال فشار به نهادهاي مالي غربي توانسته است از سطح مبادلات اين نهادها با جمهوری اسلامی بكاهد. بانك مركزي مهمترين نهاد مالي در ايران است كه تحريم آن در سطح گسترده ميتواند مشكلات بسياري را براي اقتصاد جمهوری اسلامی پدید آورد.
تحريم بانك مركزي يك كشور اقدامي كمسابقه در جهان محسوب ميشود. بانك مركزي عراق تنها بانك مركزي بوده است كه تاكنون مشمول تحريم شده است. در دهه 1990 دولت آمريكا با هدف اعمال فشار به رژيم صدام بانك مركزي عراق را تحريم كرد.
مک کانل: تهدید هسته ای رژیم تهران همچنان ادامه دارد
مدیر سازمان اطلاعات ملی آمریکا طی مصاحبه ای تاکید کرد تهدید هسته ای رژیم تهران همچنان ادامه دارد و تحریمها نیز ادامه خواهد یافت.
مایک مک کانل، مدیر سازمان اطلاعات ملی آمریکا روز گذشته در مصاحبه با شبکه خبری سی ان ان در باره گزارش ماه نوامبر این سازمان در مورد برنامه هسته ای جمهوری اسلامی توضیحاتی داد.
هنگامی که مجری سی ان ان بعنوان سئوال از مدیر سازمان اطلاعات ملی آمریکا پرسید که در گزارش ماه نوامبر آمده بود که رژیم تهران برنامه تولید سلاح اتمی خود را در پائیز سال 2003 متوقف کرده است، مک کانل صحبت او را قطع کرد و گفت اجازه بدهید که صحبت شما را تصحیح کنم. در گزارش ماه نوامبر ذکر نشده است که رژیم تهران برنامه تولید سلاح اتمی خود را متوقف کرده، بلکه گفته شده رژیم تهران طراحی مشخص کلاهک اتمی را متوقف کرده بود.
مدیر سازمان اطلاعات ملی آمریکا در ادامه گفت برای تولید بمب اتمی، باید هم ماده قابل شکاف داشته باشیم که رژیم تهران به این کار ادامه می دهد و هم باید سیستم حمل آن را داشت که اینها را نیز این رژیم ادامه داده است.
وی افزود رژیم تهران مشکل ترین بخش از یک پروسه سه قسمتی، که تولید ماده قابل شکاف است را ادامه می دهد.
مایک مک کانل در ادامه گفت جامعه بین المللی به گزارش ماه نوامبر سازمان اطلاعات ملی آمریکا بیش از حد واکشن نشان داده است. اکثرا تعبیری که شما اینجا از گزارش دارید را کرده اند و تصور کردند که می توانند نفس راحتی بکشند، اما باید بگویم که اینگونه نیست و 5 عضو دائم شورای امنیت و آلمان توافق کرده اند که تحریمها علیه رژیم تهران را ادامه دهند.
روزنامه فرانسوی لوموند نیز طی مقاله ای در باره گزارش جدید البرادعی نوشت آژانس بين المللی انرژی اتمی برای اولين بار جزئيات عواملی را كه می تواند نشان دهد رژيم تهران برای ساخت كلاهک هسته ای فعالیت كرده و همچنین جزئيات تكميل طرح يک سایت هسته ای كه می تواند برای آزمايش هسته ای بكار رود را مطرح کرده است.
لوموند نوشت در گزارش جدید البرادعی از نشانه های كار بر روی مواد منفجره با شدت بالا و بخش انتهايی يک موشک ياد شده است. اين مسئله از نظر آژانس یک منبع نگرانی جدی تلقی شده و نشان می دهد برنامه هسته ای رژيم تهران می تواند دارای بعد نظامی باشد.
این روزنامه فرانسوی نوشت یکی از مواردی که در گزارش البرادعی باعث ناراحتی رژیم تهران شده، تحقيق در مورد محلی است که گویا در آن انفجاری صورت گرفته و حفره ای به عمق 400 متر در آن قرار دارد. اين چيزی است كه به طرح يک سایت آزمايش هسته ای شباهت دارد.
بررسی اعمال تبعیض علیه زنان در کتابهای درسی جمهوری اسلامی
به نقل از خبرنامه امیرکبیر:کارشناسان بارها گفتهاند که زن ستیزی آشکاری در کتابهای درسی مدارس در ایران به چشم میخورد. مسئولان آموزشی، به این وضع رضایت نداده و اینک به طرح ها ی تازه تری برای تقویت روحیه مردسالارانه در نظام آموزشی ایران میاندیشند.
علیرضا علیاحمدی، که به تازگی به مقام وزیر آموزش و پروش رسید، اخیرا در مقام سرپرست وزارتخانهی امروزین خود در نشستی با عنوان “زن و سلامت معنوی” اعلام کرد که کل سیستم آموزشی باید بر تفاوت میان دختران و پسران بنا شود. او گفت که «مدارس و واحدهای آموزشی دختران و پسران مقتضیات خاص خود را میطلبد و نوع تعامل اولیا و مربیان در مدارس دخترانه و پسرانه متفاوت است و حتی مقاطع تحصیلی دختران و پسران باید متفاوت باشد.»
به گفته علیرضا علیاحمدی این ایده در دستور کارشناسان و محققان قرار داده شده تا بدنبال راه های پیاده کردن آن باشند.
تبعیض جنسیتی در کتابهای درسی:
این نگاه که میخواهد روش و عقاید خود را در تفکیک جنسیتی در زمینه آموزش عمومی و سیستم آموزشی به کرسی بنشاند، در کتابهای درسی خود را بشکل تبعیض جنسیتی نشان میدهد. دکتر فاطمه قاسم زاده، روانشناس، که مطالعه طولانیای روی کتابهای درسی ایران کرده است، میگوید:
«چهره ای که از زن در خانواده نشان داده میشود، همیشه زنی است بیشتر وقتش در آشپزخانه است، دارد کارهای خانه را انجام میدهد و دخترش هم در کنارش دارد کمک میکند. پدر خانواده مردی است که بیرون کار میکند، در خانه هم همیشه کارهای دست بالا را انجام میدهد و همیشه هم پسرش در کنارش به آن کارها کمک میکند. یعنی تصویری که داده میشود این است که مادر و دختر در کنار هم، پدر و پسر در کنار هماند، و با یک حالتی که وقتی آدم عمیق میشود، برتری پدر و پسر را نسبت به مادر و دختر میبیند.»
آیا فقط بابا نان میدهد؟
آیا تصاویر و جملات به ظاهر ساده ای که از همان ابتدا به کودک میگوید «بابا نان داد»، با واقعیت جامعه ایران و زن ایرانی انطباق دارد؟ فهیمه خضرحیدری روزنامه نگار در مسایل کودکان و زنان میگوید:
«سطح مشارکت زنان در ایران بسیار بالاتر از این هست که بخواهند مثل کوکب خانم کتابهای درسی نیمرو درست کنند یا ماست درست کنند. این واقعیت اجتماعی در کتابهای درسی ما نادیده گرفته میشود.» و فاطمه قاسم زاده اضافه میکند: «در کتابهای درسی ما حتی یک نمونه زن شاغل هم پیدا نمیشود.»
حضور کمرنگ زن:
فهمیه خضرحیدری توجه ما را به نکته مهم دیگری جلب میکند: تعداد تصاویر زن و مرد در کتابهای درسی. او به یک نمونه اشاره میکند: در کتاب کلاس پنجم دبستان از ۲۲ تصویر که در آن انسان حضور دارد، در ۲۰ تصویر تنها مرد را میتوان دید و تنها دو تصویر متعلق به زن است. در یکی از تصویرها در قالب عروسک تئاتر و در دومی پیرزنی که پسرک یتیمی او را همراهی میکند!
روانشناسی ضد زن حاکم بر کتابهای درسی دبستان و دبیرستان ایران تنها به تصاویر ختم نمیشود. فقط در نقاشی های کتاب نیست که زن یا اصلا وجود ندارد، یا در نقشی وابسته به مرد و فرودست ظاهر میشود. در اغلب متون قهرمان داستانها مرد هستند. مردها باهوشاند، شجاعاند، تصمیم گیرندهاند. زنها نیاز به حمایت دارند، احساساتی اند، جسارت ندارند و نباید هم داشته باشند، نمونه زن خوب، زنی است که فداکار باشد و در برابر هر چه او روا داشته میشود، صبور و مطیع باشد. زن خوب یعنی مادر خوب، خانه دار خوب!
تبعیض در همه عرصهها:
فهیمه خضر حیدری مثال های ساده ای میزند: «کاپیتان کشتی همیشه مرد است، کارگر کارخانه، بنا، جوشکار هم همینطور. حتی نمیخواهم بگویم در سمت های بالا. ولی یکسری از مشاغل هم طبقه بندی جنسیتی شده اند. هیچ وقت یک سیاستمدار زن در کتاب های درسی ما جایی، تصویری و حضوری ندارد. یک فعال زن، یک نویسنده زن در کتابهای درسی مان نمیبینیم. و خصوصیاتی به زنان نسبت داده میشود که چه بسا در مردها هم وجود داشته باشد، میبینید که مثلا ترس به زنها نسبت داده میشود.»
تبیعض در آموزش تنها در نوشته، تصویر یا گفتار نیست. در همه عرصههاست. دکتر فاطمه قاسم زاده به نمونه ورزش اشاره میکند: «وزرش رسما برای دخترها منع نشده. ولی به گفته خود مقامات مسئول امکانات ورزشی که برای دخترها در نظر گرفته اند بسیار اندک و محدود است. و این نیست جز یک نگرش مردانه که دختران را از امکانات ورزشی محروم میکنند، درحالیکه چقدر برای سلامت فرد، فرقی نمیکند دختر یا پسر، ورزش ضرورت دارد.»
دیگر ابعاد ضدیت با زن:
نگاه ضدزن در کتابهای درسی ایران فقط زنها را تحقیر نکرده. در این نگاه مفاهیم بنیادی مانند صلح، دوستی، شادی، دیدن تفاوتها و احترام به آنها، احترام به حقوق دیگران و احساس ارزشمندی انسان نیز جای شایسته ای ندارند. دکتر فاطمه قاسم زاده میگوید:
“به این مفاهیم اگر هم گاهی اشاره شده باشد، این اشاره بسیار ناچیز است. در حالیکه چقدر تاکید بر صلح در جهان امروزی ارزش دارد که ما از اول بچه ها را با این مفاهیم آشنا کنیم و این روحیه صلح طلبی را در آنها ایجاد کنیم تا در آینده بتوانیم زندگی بهتری هم برای خودمان و هم برای سایر افراد داشته باشیم.”
گسترش جدایی جنسیتی:
محتوای آموزش در ایران مردسالار است. ولی تفکری که در همه جا به تفکیک جنسیتی میاندیشد، به این محتوا راضی نیست. جدایی زن و مرد در اتوبوس و مترو، مسئولان را به فکر جدایی آنها در دانشگاه، بیمارستان، سینما، و حتی راه پله ها و آسانسور هم کشیده. تفکیک جنسیتی در این نگاه باید شامل حال سیستم آموزش هم بشود.
سخنان سرپرست آموزش و پرورش در این باره به نظر خیلی ها شاید فقط یک حرف است و نمیشود آنرا جدی گرفت، اما طرح های دیگری هم که حالا دارد بیسروصدا اجرا میشود، مثل سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه ها نیز در ابتدا به نظر فقط حرف میآمد. فهمیه خضرحیدری توجه میدهد که این ایده حداقل در مواردی از طرف مسئولان بطور جدی پیگیری میشود. او میگوید: «آقایان در یکی دوسال اخیر بشدت به این فکر افتاده اند که در کتابهای درسی به لحاظ محتوایی باید یک تغییر اساسی انجام شود.»
استدلال مسئولان آموزشی این است که «حوزه کارکرد و آموزش دختر و پسر در جامعه یکی نیست. » اینکه آیا اولی محصول دومی است یا خیر، موضوع مورد علاقه این مسئولان نیست. برای آنها معیارهای دیگری تعیین کننده است. مثلا برای علیرضا علیاحمدی سرپرست دیروزین و وزیر امروزین آموزش و پرورش این استدلال کافی است که «دختر در نه سالگی تکلیف میشود و پسر در ۱۵ سالگی»!
دکتر فاطمه قاسم زاده روانشناس و پژوهشگر کتابهای درسی میگوید که مطالب درسی دبستان و دبیرستانهای ایران همین امروز هم در برخی زمینه ها عقب مانده است و به نیازهای روز امروز آنها توجهی ندارد، چه برسد به آنکه تفکیک جنسیتی هم در محتوای آنها دخالت داده شود. در صورت چنین تفکیکی کیفیت آموزش عمومی بازهم پایین تر میاید و این دیگر محدود به دختران نمیشود بلکه شامل حال پسرها هم خواهد شد. او تاکید میکند:
«واقعیت این هست که از نظر محتوای آموزش و پرورش تفاوتی بین دختران و وجود ندارد. خصوص در دوره متوسطه که اصلا یک آموزش عمومی هست، یعنی شامل آموزشهایی است که برای هرفردی، چه دختر، چه پسر ضرورت دارد. »
تفاوت توجیهگر تبعیض نیست:
پژوهشگران منکر تفاوتها میان افراد نیستند. ولی تفاوتها نبایستی تبعیضی را باعث شوند. هر فرد خود بایستی تصمیم گیرد که علایقاش چیست، یعنی خود بایستی تفاوتگذاری کند، نه اینکه موضوع یک تفاوتگذاری مقررشده قرار گیرد. وظیفهی جامعه این است که امکان بروز و پرورش علایق مختلف را فراهم کند.
آموزش یک حق اساسی انسانی است و نمیتوان دختر یا پسر، هیچکدام را از فراگیری یک رشته آموزشهای طبیعی محروم کرد. یکی از مهمترین مواد پیمان نامه های بین المللی در زمینه حقوق کودکان و نوجوانان، حق آموزش است. چه اجباری بودن، چه رایگان بودن این آموزش و چه کیفیت و هدف آن برای پسر و دختر یکسان است و هیچ تفاوتی میان ایندو قائل نشده. چرا؟ دکتر فاطمه قاسم زاده پاسخ میدهد:
«چون وقتی نگاه یک نگاه تفکیک جنسیتی به آموزش و پرورش باشد، طبیعتا یک بخشی از مطالبی که پسرها باید یاد بگیرند به آنها گفته نمیشود، و همینطور هم بخشی از موادی که دخترها باید بیاموزند. و این مواد درسی مشترک است. بنابراین یکی از پیامدهای این تفکیک پایین آمدن کیفیت آموزش برای هردو است. این کیفیت دیگر پسر و دختر نمیشناسد.»
پیامدهای منفی تفکیک و تبعیض جنسی:
پیامد دیگر جدا شدن این دوجنس از یکدیگر در پرورش آنهاست. کودکان و نوجوانان امروز، مادران و پدران آینده هستند و وظیفه مشترک تربیت فرزندان برعهده دارند. جدا کردن این دو نه تنها کمکی به زندگی آینده آنها و نسلی که باید پرورش دهند نمیکند، بلکه همیاری و فرهنگ مشترک در تربیت فرزندان را از بین میبرد.
دکتر فاطمه قاسم زاده به تاثیر زیانبار دیگری اشاره میکند: «اگر قرار باشد که ما با توجه به تغییراتی که در نظام آموزشی میدهیم، این تعادل را برهم زنیم و دختران را از خیلی از مشاغل بعلت نوع تحصیل شان محروم کنیم، همینطور پسران را، اثرات منفی اجتماعی را نیز جدا از اثرات فردی ببار خواهد آورد.»
مریم انصاری
دویچه وله

پیشتر نمایندگان مجلس کوبا رائول کاسترو را برای تصدی رياست جمهوری کوبا پيشنهاد کرده بودند و فیدل کاسترو در حالیکه هنوز در بیمارستان بسر می برد، به این پیشنهاد رای موافق داد.
فیدل کاسترو که 81 سال دارد و به بیماری سرطان دچار شده هفته گذشته اعلام کرد که از قدرت کناره گیری خواهد کرد.
همزمان وزیر امور خارجه آمریکا از جانشین فیدل کاسترو خواست هرچه سریعتر روند دموکراتیزسیون را در کوبا آغاز کند.
خانم رایس گفت ما از دولت کوبا می خواهیم که مسیر تغییرات مسالمت آمیز و دموکراتیک را در پیش گیرد و در اولین گام همه زندانیان سیاسی را آزاد کرده و با رعایت حقوق بشر راه را برای برگزاری یک انتخابات آزاد و عادلانه در این کشور هموار سازد.
وزیر خارجه آمریکا در ادامه گفت جامعه بین المللی نیز باید به کوبا برای قرار گرفتن در مسیر دموکراسی کمک کرده و از جامعه مدنی در این کشور حمایت کند.
همزمان یک کارشناس امور کوبا گفت نباید انتظار داشت روابط آمريکا و کوبا پس از کناره گیری فیدل کاسترو بسرعت تغییر یابد.
مدير مطالعات آمريکای لاتين در دانشگاه جرج تاون در مصاحبه با شبکه خبری سی ان ان گفت به نظر می رسد که رائول کاسترو، جانشین فیدل کاسترو مايل است الگوی چينی را در کشورش دنبال کند. پياده کردن الگوی چينی در کوبا نيازمند اصلاحات گسترده اقتصادی است که می تواند به بهبود روابط کوبا با آمريکا منجر شود.
وی افزود بجز هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا، بيشتر کشورهای آمريکای لاتين مايلند که کوبا به سوی مردم سالاری حرکت کند و از انزوا خارج شود. آمریکا و اروپا نيز مايلند شاهد حرکت کوبا به سوی دموکراسی باشند.
مدير مطالعات آمريکای لاتين در دانشگاه جرج تاون افزود برخلاف فيدل کاسترو که فردی بنياد گرا به شمار می رفت، رائول برادر وی فردی واقع گرا است. با اینهمه کمی طول خواهد کشید تا آمريکا با رهبری جديدی که در کوبا حاکم می شود، کنار آيد و البته این موضوع بيشتر به عملکرد کوبايی ها بستگی دارد.
اظهارات دختر فیدل کاسترو درباره کناره گيری پدرش از قدرت
دختر تبعيدی فيدل کاسترو اعلام کرد پدرش به علت بيماری شديد تصميم گرفته است از قدرت کناره گيری کند.
آلينا فرناندز در سال 1993 کوبا را به مقصد اسپانيا ترک کرد. وی هم اکنون در آمريکا زندگی می کند.
دختر کاسترو گفته است که هيچ تماسی با پدرش ندارد و اين نظريه را که پدر وی قدرت را به رغم کناره گيری در دست خواهد داشت، رد کرد.
آلینا گفت مطمئن است پدرش هنوز بر مسند قدرت است ولی به مرور قدرت خود را واگذار می کند.
دختر تبعيدی فيدل کاسترو در پاسخ به اين سئوال که آيا بيماری پدر 81 ساله وی می تواند به مرگ او منجر شود، گفت اين مسئله مطرح است و پدرش به دليل همين بيماری نمی خواهد در انظار عمومی ظاهر شود.
بهزاد مهراني
پدرم روضه ي رضوان به دو گندم بفروخت
نا خلف باشم اگر من به جوي نفروشم (حافظ)

طرح ِ موسوم به امنيت ِ اجتماعي، در تهران منجر به در گيري بين ِ مردم و نيروي ِ انتظامي شد.
رئيس جمهور احمدي نژاد كه با شعار ِ آوردن نان سر ِ سفره ي ِ مردم به صحنه آمد، در تبليغات ِ رياست جمهوري بارها گفته بود كه مشكل ِ ما شكل ِ لباس پوشيدن ِ دختران و پسران نيست، اما پس از سوار شدن بر اسب ِ راه وار ِ مراد، به اصل ِ خويش بازگشت و گفته هاي ِ پيشين ِ خود را همه از ياد برد، نيروهاي ِ خود را بسيج نمود تا مردم را به راه ِ راست! هدايت كند.
دولت ِ مهرورز! در اين مقطع ِ تاريخي، از آن جا كه نتوانسته است نان در انبان ِ تهي از زاد و توشه ي ِ مردم بگذارد، با زور به روز ِ تيره ي ِ مردم مي تازد تا آنها را به اكراه به بهشت ِ نا كجا آبادي ِ خويش راه بر شود. بهشتي كه سال هاست وعده ي ِ آن را به مردم داده است و امروز در معابر و منابر و بنگاه هاي بانگ و رنگ ِ خود به ما تلقين مي كند كه وارد ِ آن بهشت موعود شده ايم. آري، بهشت ِ همه ي ِ دولت هاي ِ توتاليتر و اقتدار طلب اين گونه است. بهشتي كه در آن از شراب طهورا خبري نيست. بهشتي كه همه ي رودهاي ِروان ِ آن خشكيده اند. بهشتي كه در آن از حوري و غلمان خبري نيست و بين آنان ديواري ستبر كشيده اند. جوي ِ عسل آن تلخآبي است كه طعم ِ گند ِ آن آدمي را مي آزارد. بهشتي كه در فرهنگ ِ لغات ِ پاسبانان ِ آن تنها يك لغت وجود دارد و آن "قدغن" است. نخوريد، ننوشيد، نرقصيد، شادي مكنيد، عشق نورزيد و نشنويد. و اين است دوزخ ِ بهشتي كه به ما وعده مي دهند.
آن كودكي كه در مقابل ِ ديده گان اش، مادرش را با بد رفتاري و توهين سوار ِ ميني بوس ِ خط ِ بهشت! مي كنند، شما را باور نمي كند. او از امروز بهشت ِ فرداي ِ شما را به چشم ِ سر ديده است. او به رحمت و مهرورزي ِ شمايان باور نخواهد داشت. اين كه شما مي كنيد امنيت نمي آورد. در سايه سار ِ وحشت ِ شما چگونه پرنده ي ِ امنيت، پر و بال خواهد گشود؟ امنيت ِ گورستاني، تنها افسرده گي و اضطراب خواهد آفريد، اجتماعي كه در آن بي كاري و اعتياد و روسپي گري بي داد مي كند. در اين امنيت و در اين اجتماع، نه معنويت رشد مي كند و نه دينداري، نه انسانيت و نه آزاده گي. رها كنيد اين نقش زدن بر ايوان را، كه خانه از پاي بست در حال ِ ويراني است. دين داري ِ شما نه دنياي ِ ما را آباد مي كند و نه آخرت را. به هر چه مي پرستيد قسم تان مي دهيم كه بس كنيد:
گر تو قرآن بدين نمط خواني
ببري رونق ِ مسلماني